۱۴۰۳ بهمن ۹, سه‌شنبه

آسیب ها و چالش های کودکان کارو راهکارهای کاهش امار انها

 کار کودک طبق تعریف سازمان بین‌­المللی کار، اغلب به فعالیت‌­هایی اطلاق می­‌گردد که کودکان را از کودکی کردن محروم می­‌کند و به رشد بدنی و ذهنی آنان آسیب می‌­رساند.آسیب های این کودکان به چند بخش تقسیم می شود و می تواند تاثیرات روحی، جسمی، اجتماعی و آموزشی را در بر گیرد.

نگاهی به مبارزات مدنی و جنبش آزادی خواهی زنان ایران

 شاید بتوان گفت مبارزات زنان ایران برای به دست آوردن آزادی و حقوق اولیه انسانی‌شان دست کم از صد سال پیش آغاز شده است. هرچند که پیش از آن نیز بودند زنانی که جبر و تبعیض مردانه را نمیپذیرفتند و جسورانه می‎ایستادند. اما مبارزاتی که بتوان آن را به صورت یک جنبش مبارزاتی در نظر گرفت تقریبا از نزدیک به صد سال پیش شکل گرفت. تقریبا تا پیش از صد سال پیش، زنان در جامعه ایران «ضعیفه هایی» بودند که در پستوهای خانه هایشان بی نام و نشان، و در انزوا به سر می بردند.

شعری از سیمین بهبهانی که باعث حذف وی از لیست شاعران معاصر شد

 شدم گمراه و سرگردان،

میان این همه ادیان 
میان این تعصب ها، 
میان جنگ مذهب ها!

یکی افکار زرتشتی،
یکی افکار بودایی 
یکی پیغمبرش مانی،
یکی دینش مسلمانی 
یکی در فکر تورات است،
یکی هم هست نصرانی!
هزاران دین و مذهب هست،
در این دنیای انسانی... خدا،
یکی... ولی... اما... هزاران فکر روحانی
رها کردیم خالق را
گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟!
مگر نه این که انسانیم؟!
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیز پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست...
من از عقرب نمی ترسم
ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد
لباس میش می ترسم

از آن جشنی
که اعضای تنم دارند،
 خوشحالم ولی،
از اختلافِ 
مغز و دل با ریش می ترسم

هراسم ، جنگ بینِ
شعله و کبریت و هیزم نیست

من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم

تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم..!!
کلام آخر این شعر
یک جمله و دیگر هیچ
که هم از نیش و میش و ریش
وهم از خویش میترسم...


سیمین بهبهانی
 

نقض های زنجیره ای حقوق بهاییان در ایران

 

بهائیان بزرگ‌ترین اقلیت دینی به رسمیت شناخته‌نشده در ایران هستند. آنها از زمان آغاز دینشان در قرن نوزدهم هدف سرکوبی خشن و تحت حمایت دولت بوده‌اند. پس از انقلاب ۱۹۷۹، مقامات ایران صدها بهائی، از جمله رهبران جامعه، را اعدام یا دچار ناپدیدسازی قهری کردند. هزاران نفر دیگر شغل و مستمری خود را از دست دادند و وادار به ترک خانه یا کشورشان شدند.

مفهوم دین در ایین بهایی

شعر ادمی دیگر

 


آسمانی خالی از سیاره و اختر شدم
مثل یک ده کوره بی مهمان و گردشگر شدم

من چهل سالی شده آبستن هیچم فقط
معنی و تفسیر نص آیه ابتر شدم

تخت جمشیدم که دارم میزنم آتش به خود
شاید اصلن وارث ژن های اسکندر شدم

آنقَدر در غار تنهایی نشستم با خودم
تا رسالت را به من دادند و پیغمبر شدم

طبق قانون، یخ نباید عاشق آتش شود
پس چرا درگیر عشق بی پدر مادر شدم؟!

با موزیک وچای و قهوه؟ سینما یا شعر خوب؟
امتحان کردم تمامش را ولی بدتر شدم 

بی خودی دنبال آن دیوانه ی سابق نگرد!
من عوض کردم خودم را، آدمی دیگر شدم


#علی_قهرمانی

شعر ای کاش

 


کاشکی ما هم دلار و لیر و تومان داشتیم
در حساب بانکی ارقام فراوان داشتیم

کاشکی حالا که درهفت آسمان‌ها مفلسیم
توی پاساژ ستاره چند دکان داشتیم

حوریان دنیوی وقتی به ما نامحرمند
کاش توی آخرت صدتا از ایشان داشتیم

کاش جای این همه ساپورت تنگ و خفت گیر
مثل بعضی‌ها دبیت و دلق و تنبان داشتیم

هرچه حال و حول باشد سهم تهران است و بس
کاش در ایران چهل تا مثل تهران  داشتیم

پیش از اینها عید توی  خانه مادربزرگ
تخمه و آجیل و ماهی و فسنجان داشتیم

کاش یک شب با خیال راحت و اوقات خوش
منقل و وافور و سیخ و سنگ و قلیان داشتیم

یاد ایامی که در کنج اقامتگاه خود تار و تنبور و دف و حوری و غلمان داشتیم

ما همان‌هاییم که قبل از زمان اختلاس
اعتماد زاید الوصفی به مهمان داشتیم

چون فروغ کورسویی در پسا برجام تلخ
ما به فصل سرد هم یک روز ایمان داشتیم

اعتمادی نیست بر کار جهان فتنه‌گر
کاشکی راهی به اقصاهای کیهان داشتیم

ای دریغ از روزگارانی که با ذکر بهار
لحظه‌هایی بدتر از فصل زمستان داشتیم

کوچه ناامن و خیابان در خیابان اغتشاش
کاشکی آرامشی را بعد طوفان داشتیم


#علی_تقی‌زاده

شب یلدا

   شب یلدا   همیشه جاودانی است زمستان را بهارزندگانی است شب  یلدا شب فر و کیان است نشان ازسنت ایرانیان است شب یلد ا و وصف بی مثالش خداوندا م...