۱۴۰۳ اسفند ۲۷, دوشنبه

مفهوم احکام در آئین بهائی

 در آئین بهائی، احکام به صورت مجموعه‌ای از باید و نباید که ترس از مجازات ضامن اجرایی آن باشد، مطرح نمی‌شود.بهاءالله احکام را بخش جدایی‌ناپذیر ترقّی معنوی انسان می‌داند.بهائیان معتقدند همان‌طور که اگر فردی از بام ساختمان بلندی به پایین بپرد به دلیل نادیده گرفتن قوانین فیزیکی عالم دچار صدمه می‌شود، زیرپا گذاشتن قوانین معنوی که بر عالم وجود حکمفرماست نیز به انسان از نظر معنوی لطمه وارد می‌سازد.در این دیدگاه، احکام دینی به انسان کمک می‌کند که خود را با قوانین معنوی که بر عالم حکمفرماست وفق دهند.

در آئین بهائی احکام غالباً نه به دستورالعمل‌های جزئی برای موقعیت‌های متفاوت بلکه به به شکل اصول کلی ارائه شده‌است که در بسیاری موارد هر فرد به شکلی که در زندگی خود و در هر موقعیت مناسب می‌بیند این اصول را به کار می‌گیرد.تعالیم بهائی دربارهٔ بسیاری از جنبه‌های زندگی اظهارنظری نمی‌کنند.در برخی موارد، به صراحت ذکر شده که یک موضوع خاص مسئلهٔ انتخاب فردی است و نه حکم الهی همچنین در مورد برخی از احکام اجتماعی آئین بهائی که هم‌اکنون به اجرا گذاشته می‌شوند نیز تأکید کلّی شدیدی بر آگاهی، درک و عقلانیت فرد است.بر طبق بیانات بهاءالله، بهائیان احکام بهائی را باید با سرور و از روی عشق اجرا نمایند.در آئین بهائی هیچ فردی مسئول این نیست که بر دیگران نظارت کند که آیا احکام را رعایت می‌کنند یا خیردر نظر بهائیان فرد فقط پاسخگوی خداست و هر شخص مسئولیت بهبود و به انضباط درآوردن رفتار و اعمال خود را دارد.در دیانت بهائی طبقهٔ روحانیون و علمای دینی که بتوانند احکام الهی را وضع یا تفسیر کنند وجود نداردمحافل روحانی محلّی و ملّی وظیفهٔ به‌کاربندی احکام اجتماعی بهائی را بر عهده دارند.

مبنای احکام بهائی آثار مکتوب و رسمی بهاءالله مانند کتاب اقدس و ضمائم آن به همراه تبیینات و توضیحات عبدالبهاء و شوقی افندی و قوانین وضع شده توسط بیت العدل اعظم است.حکایت‌های شخصی و روایت‌های شفاهی از زندگی بهاءالله یا دیگر بزرگان این آئین، نمی‌توانند به هیچ وجه مبنایی برای تعیین احکام باشند.

برخی از احکام

بهاءالله تعدادی فرایض معنوی برای پیروانش تعیین کرده‌است که می‌توان از میان آن‌ها به نماز و مطالعهٔ آثار بهائی به صورت روزانه و روزه اشاره کرد.این اعمال به عنوان وسیله‌ای برای نزدیکی بیشتر فرد به خدا و پرورش صفات معنوی در او در نظر گرفته می‌شود.

نماز

دعا و نیایش جایگاهی اساسی در آئین بهائی دارد.بر طبق احکام بهائی، نماز روزانه عبادتی است که هر روز باید توسط فرد به جا آورده شود. سه نماز روزانه وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آن‌ها را دارد. نماز صغیر (کوچک) و نماز کبیر (بزرگ) یک مرتبه در روز و نماز وسطی (متوسط) سه مرتبه در روز باید ادا شوند.

خواندن آثار الهی و دعا و نیایش

علاوه بر نماز روزانه، بهائیان تشویق شده‌اند که به‌طور مرتب چه در زندگی فردی و چه در مواقعی که دور هم جمع می‌شوند به دعا و نیایش پردازند.تعداد بسیاری مناجات و دعا از بهاءالله و عبدالبهاء به اصل فارسی و عربی یا به صورت ترجمه به سایر زبان‌ها موجود است که برای این منظور استفاده می‌شود.بسیاری از دعاهای بهائی طلب یاری از خدا برای رشد صفات و خصائل معنوی می‌کند یا تقاضای حفظ، بخشش، یاری، هدایت، کمک در انتشار آئین بهائی و برقراری اتّحاد و وحدت با دیگران دارد. همچنین دعاهایی برای کودکان، والدین و همسران وجود دارد. دعاهای مخصوصی نیز هست که در هنگام سفر، مراسم ازدواج یا خاکسپاری، ماه روزه و ... می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد.

معمولاً شکل تعیین شده‌ای برای خواندن چنین دعاهایی وجود ندارد، امّا توصیه شده‌است که افراد در خلوت به دعا و مناجات پردازند.حالت و روحیّه‌ای که با آن دعا خوانده می‌شود بسیار مورد تأکید قرار می‌گیرد: هر چه شخص منقطع تر شود، دعاهای او خلوص و تأثیر بیشتری خواهد داشت. بهائیان خواندن دعا و مناجات را جهت ابراز محبت به خدا می‌دانند و نه از جهت ترس از خداوند یا ترس از آتش جهنم و نه به امید بهشت. بهائیان دعا خواندن و مناجات با خدا را مانند زمانی می‌دانند که انسان مفتون محبت دیگری می‌شود و هیچ‌گاه از ذکر و یاد معشوقش سکوت نمی‌کند. پس چقدر سخت است برای انسانی که مفتون محبت خداوند باشد و از ذکر او دم فرو بندد. فرد روحانی در دیانت بهائی کسی است که از هیچ چیز مسرت نیابد مگر به ذکرالهی.

بهائیان معتقدند؛ تنها تلاوت و تعمق در آیات خداوند است که می‌تواند باعث ایجاد سرور حقیقی در انسان شود. آیات الهی از نظر بهائیان آیاتی است که فرستادگان خداوند هم چون موسی، عیسی، کریشنا، بودا، ابراهیم، محمد، باب و بهاءالله با استفاده از قدرت وحی خداوندی نازل فرموده‌اند آورده‌اند.[۱۶] از دیگر فرائض دینی برای بهائیان، مطالعهٔ قسمت‌هایی از آثار بهاءالله در هر صبح و شب و تفکّر بر معنای آن‌ها و همچنین تکرار ذکرالله‌ابهی ۹۵ مرتبه در شبانه روز است.

روزه

به حکم بهاءالله، بهائیان ۱۵ تا ۷۰ ساله، هر سال در آخرین ماه از تقویم بهائی (معمولاً مطابق ۲–۲۱ ماه مارس)، روزه می‌گیرند.در زمان روزه بهائیان از طلوع تا غروب خورشید از خوردن، آشامیدن و استعمال دخانیات پرهیز می‌کنند.برای افراد بیمار، زنان در دوران قاعدگی، بارداری و شیردهی، افرادی که در مشاغل دشوار مشغول به کار هستند یا مسافران معافیت‌هایی وجود دارد.

دوران روزه، دورانی برای دعا، نیایش و توجه و تفکر در نظر گرفته شده‌است که در آن فرد از امیال خودمحورانه پرهیز می‌کند و تلاش می‌کند تا زندگی خود را به سمتی سوق دهد که نیروهای معنوی درونی روحش جانی دوباره یابند.روزه یک وظیفه و مسئولیّت معنوی فردی است و مؤسسات بهائی حق ندارند بر رعایت و اجرای آن نظارتی داشته باشند.

ازدواج

تعالیم بهائی اهمّیّت ازدواج و زنگی خانوادگی را هم برای فرد و هم برای کل اجتماع مورد تأکید قرار می‌دهد.بهائیان به ازدواج تشویق شده‌اند، امّا ازدواج حکمی اجباری نیست.این ازدواج علاوه بر ارتباط جسمانی باید روحانی نیز باشد. ازدواج در آئین بهائی اتحاد زن و مرد است هدف اصلی پرورش روح و ایجاد هماهنگی و وحدت بین دو شریک زندگی است.ازدواج حقیقی رابطه‌ای جسمی و معنوی است که در تمام عوالم الهی ادامه می‌یابد.

از شرایط ازدواج بهائی این است که هر دو نفر به سن بلوغ (۱۵ سال) رسیده باشند و قبل از این سن، نامزدی نیز نمی‌تواند صورت گیرد.ازدواج بهائی منوط به رضایت دو فردی که قصد ازدواج دارند و والدین آن‌ها است.رضایت والدین برای حفظ پیوندهای خانوادگی و جلوگیری از هرگونه اختلاف در خانواده لازم در نظر گرفته شده‌است.احکام بهائی تنها ازدواج با یک همسر را در آن واحد اجازه می‌دهد.بهاءالله در کتاب اقدس تعداد همسران برای یک مرد را به دو زن محدود کرده‌است و ذکر کرده که تک همسری بهتر است و موجب آسایش و آرامش برای هر دو طرف است.عبدالبهاء بعدها در توضیح این حکم اضافه کرد که به دلیل آنکه داشتن دو همسر منوط به برقراری عدالت و برابری کامل بین هر دو است، در عمل چند همسری منوط به شرط محال است و بنابراین در ازدواج بهائی فقط تک همسری مجاز است احکام بهائی همچنین ازدواج موقت (صیغه) را مجاز نمی‌داند.

بهاءالله می‌گوید هنگام مسافرت برای آن وقتی معین کرد و اگر در موعد مقرر باز نگشت همسر او یکسال صبر نماید و در این هنگام می‌تواند باز هم صبر کند یا ازدواج دیگری نماید.

طلاق

طلاق طبق احکام بهائی مجاز است ولی بسیار نکوهش شده و ناپسند در نظر گرفته می‌شودبهائیان ازدواج را پیوند مقدّسی می‌دانند که فقط در شرایط حاد و هنگامی که چارهٔ دیگری نیست باید به آن پایان داد.

بعد از تصمیم به جدایی، زن و شوهر باید به مدّت یکسال صبر نمایند تا طلاق نهایی شود. این دوره در اصطلاح بهائی، سال تربص نامیده می‌شود. در طول دورهٔ تربص زن و شوهر جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند. اگر در هر زمان در طول این یک سال بین زن و شوهر محبّت و آشتی برقرار شد و تصمیم بر زندگی با یکدیگر نمودند، طلاق منتفی است و می‌توانند به زندگی مشترک با هم برگردند. در غیر این صورت، در پایان یک سال، طلاق نهایی می‌شود و بعد از آن هر یک از زن و مرد می‌توانند در صورت تمایل با فرد دیگری ازدواج کنند. محفل روحانی محلّی تلاش می‌کند تا بین زن و شوهر توافقی دو طرفه در زمینهٔ ترتیبات مالی در دوران تربص و طلاق برقرار سازد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

شعر تنها صداست که می ماند

  «خواهی نباشم و خواهم بود دور از دیار نخواهم شد تا «گود» هست، میان‌دارم اهل کنار، نخواهم شد یک دشت شعر و سخن دارم حال از هوای وطن دارم چابک...