‏نمایش پست‌ها با برچسب #دفاع از حقوق کودکان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #دفاع از حقوق کودکان. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ اردیبهشت ۷, یکشنبه

پیامد های کودک همسری

متاسفانه کودک همسری از حیث تاریخی و اجتماعی در باورهای فرهنگی و مذهبی جامعه ما ریشه دارد، لیکن با توجه به تغییر و تحولات بنیادین در برخی باورها و واقعیت های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و به این هنجار دیرینه به تدریج از سوی اخلاق حسنه و نظم عمومی به چالش کشیده شده و از همین رو قانونگذار نیز گاه و بیگاه به این موضوع پرداخته است. با وجود پیشرفت علم و افزایش آگاهی مردم در رابطه با عدم ازدواج در سنین پایین، متاسفانه هنوز هم شاهد کودک همسری هستیم. افزایش مشکلات اقتصادی، باقی ماندن باورهای غلط از نسلهای پیش و دوستیهایی که در سنین پایین رخ میدهد از دلایل اصلی این اتفاق هستند. در واقع ازدواج در سنین پایین مشکلات بسیاری را برای کودک و جامعه ایجاد خواهد کرد و با افزایش آسیب های جسمی و روانی همراه خواهد بود. آسیب های وارده بر کودک در اتفاق تلخ کودک همسری می تواند آینده او را کاملا تحت الشعاع قرار داده و دنیای کودکانه او را به تلخی های واقعیت هایی که متناسب با سن کودک نیستند پیوند بزند.نهاد حقوقی- اجتماعی ازدواج ابعاد بسیار گسترده تر و پیچیده تری دارد و تعیین فاکتور بلوغ جنسی به تنهایی - صرف نظر از مناقشاتی که در باره ملاک تعیین سن بلوغ وجود دارد مفید به فایده نیست. توجه ویژه قانونگذار و حمایت حقوقی از کودکان در یکی از مهمترین اعمال حقوقی زندگیشان ضرورت و اهمیت می یابد و قانونگذار در بازنگری خویش، ناگزیر است به آسیب ها و تهدیدات ناشی از ازدواج کودکان و پدیده «کودک همسری» نگاهی ویژه داشته باشد.البته باید اشاره کرد تا زمانی که قوانین بازدارنده وجدی در این زمینه نباشد متاسفانه تا سالهای بعد هم مشکلات فراوان در این زمینه خواهد بود.

۱۴۰۳ آذر ۱۳, سه‌شنبه

همه چیز درباره مشکلات کودکان کار

 


کودکان کار در جامعه دچار فشارهای زیادی هستند و این امر باعث می‌شود در بزرگسالی نیز آن ها زندگی سختی داشته باشند.

مشکلات اقتصادی مستقیماً زندگی خانواده‌های محروم، حاشیه نشین و کارگر را تحت تأثیر قرار داده است. اولین قربانیان این خشونت‌ها کودکانی هستند که مجبور به ترک تحصیل و ورود به بازار کار می‌شوند. دولت ایران چشمان خود را بر این فاجعه رو به رشد بسته است! علیرغم ادعای دولت مبنی بر دفاع از فقرا، آمار نگران کننده نشان می‌دهند که بیش از یک میلیون کودک کار در کشور وجود دارند که از مشکلات متعدد رنج می‌برند.

واضح است که با ادامه تورم و مسائل اقتصادی، جمعیت کودکان کار در سال‌های بعد افزایش چشمگیری خواهد داشت. در این بررسی به طور کامل در مورد مشکلات کودکان کار در ایران صحبت می‌کنیم.

ریشه مشکلات کودکان کار در ایران

دلیل اصلی پدیده کودکان کار در ایران فقر و ازدیاد جمعیت است. همچنین مهاجرت بی‌رویه از روستاها به شهرهای بزرگ و حضور مهاجران کشورهای همسایه مانند افغانستان، پدیده کودک کار در کشور را به یک معضل بزرگ تبدیل کرده‌اند.

خانواده‌های فقیر تمایل دارند فرزندان بیشتری داشته باشند و زمانی که درآمد سرپرست خانواده به تنهایی کفایت نمی‌کند، کودکان خردسال مجبور به کار کردن می‌شوند. در ادامه به برخی دیگر ریشه‌های پدیده کودک کار اشاره می‌کنیم:

فقدان آموزش

فقدان آموزش در میان اقشار فقیر جامعه نیز یکی از دلایل اصلی شروع زودهنگام کار کودکان است. افراد ناآگاه و بی‌سواد از آنجایی که از آسیب‌های جسمی و روحی مضر محیط‌های کاری به کودکان آگاه نیستند، کار در سنین پایین را مهمتر از درس خواندن می‌دانند. آنها به خطر اینکه فقیر هستند، نمی‌توانند از عهده آموزش مناسب برای کودکان برآیند و همچنین اهمیت آموزش ابتدایی را در زندگی کودکان درک نمی‌کنند. کودکان بسیاری به جای تحصیل در مدرسه وارد کارهایی مانند دست فروشی، شاگردی در مغازه، زباله گردی، کارهای خانگی و غیره می‌شوند.

اقتصاد غیررسمی

کارگران در اقتصاد غیررسمی تحت قانون کار و حمایت اجتماعی قرار نمی‌گیرند. در کشور بسیاری از تولیدکنندگان از کودکان برای تولید محصولات مختلف استفاده می‌کنند. کارگاه‌های زیرزمینی با استخدام کودکان به جای بزرگسالان که به نوبه خود دستمزد بسیار کمتری دریافت می‌کنند و مجبور می‌شوند بسیار بیشتر کار کنند، هزینه‌های تولید را کاهش می‌دهند. دلایل اصلی رشد اقتصاد غیررسمی شامل عوامل اقتصادی، قانونی، نظارتی و برخی از شریط دیگر مانند سطح پایین تحصیلات، تبعیض، فقر، عدم دسترسی به منابع اقتصادی، خدمات مالی و سایر موارد هستند.

مهاجرت و اعتقادات

خانواده‌هایی که از روستاها به مناطق شهری می‌آیند، فرزندان خود را مجبور می‌کنند تا در مشاغل نامناسبی کار کنند. برای مثال، فروختن گل در میادین شهر یا دست فروشی در کنار خیابان از این دست مشاغل هستند. این امر به دلیل کمبود منابع آموزشی مناسب در روستاها رخ می‌دهد. بنابراین وقتی روستاییان بی‌سواد به شهر مهاجرت می‌کنند، بزرگسالان بیکار می‌مانند و برای تامین مخارج زندگی، کودکان بار مالی را به دوش می‌کشند.

حتی اعتقادات نیز ریشه در ایجاد پدیده کودک کار دارد. یکی از آداب و رسوم میان اقوام کولی ایران، کار کردن دختران در سنین پایین است. در حالی که مردان این طایفه‌ها در سنین پایین بازنشسته می‌شوند، کسب درآمد به زنان و کودکان اختصاص می‌یابد. درحقیقت، جنسیت در این مورد تفاوت‌های خاصی را ایجاد می‌کند. به طور کلی، ریشه مشکلات کودکان کار در ایران را می‌توان به چند دسته زیر تقسیم کرد:

  • فقر خانوادگی
  • ازدیاد جمعیت
  • بی‌سوادی والدین
  • مهاجرت از روستا به شهر
  • مهاجرت از کشورهای فقیر (برای مثال، افغانستان)
  • اعتقادات سنتی
  • اعتیاد والدین
  • کودک آزاری
  • مشکلات کودکان کار در ایران

    افزایش تعداد کودکان کار در ایران یکی از مشکلات مهمی است که کشور به سختی با آن دست و پنجه نرم می‌کند. کار و زندگی در خیابان مشکلات زیادی را برای کودکان خردسال ایجاد می‌کند. مهمترین مشکلات کودکان کار شامل عدم رشد جسمی، جنسی و ذهنی آنهاست که پیامدهای منفی بسیاری را در پی دارد. همچنین عدم تغذیه مناسب، تحمل سرما و گرما، تصادفات رانندگی، بیماری و گرسنگی کشیدن را باید از دیگر مسائل بغرنج کودکان کار دانست.

  • والدین این کودکان به دلیل فقر و مشکلات دیگر، توانایی ارائه خدمات بهداشتی و درمانی مناسب برای فرزندان خود را ندارند. کودکان کار به ندرت واکسیناسیون می‌شوند، به همین دلیل در معرض بیماری‌های مختلف قرار دارند. برخی از مشاغل نیز خطرات خاص خود را دارند. برای مثال، زباله گردی باعث انواع بیماری پوستی، گوارشی، خونی و سایر امراض می‌شود. کار خیابانی باعث گرمازدگی، سرمازدگی، تب شدید، نقص عضو و سایر مشکلات می‌شوند.

    یکی دیگر از مشکلات کودکان کار، آزار جسمی و جنسی به ویژه در دختران است. دختربچه‌هایی که از سنین کم مشغول به کار می‌شوند، احتمال زیادی دارند در بزرگسالی وارد کار روسپیگری شوند. این کودکان علاوه بر مشکلات جسمی در معرض آسیب‌های روانی و اجتماعی نیز قرار دارند. تجربه شغل‌های بسیار سخت مانند کارهای ساختمانی، جوشکاری، مکانیکی، کوره‌های آجرپزی، بلورسازی، زباله گردی و غیره نیز مخاطرات و آسیب‌های بیشتری را به این کودکان وارد می‌کنند.

    از دیگر مشکلات کودکان کار در ایران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • محروم بودن از تحصیل
    • تعارضات جنسی
    • توهین و رفتار تحقیرآمیز مردم
    • احساس شرمندگی کردن
    • نژادپرستی
    • بی‌توجهی
    • تمسخر از سوی همکاران
    • احساس حقارت
    • کتک خوردن
    • تجربه خشونت فیزیکی
    • تنبیه کودک از سوی خانواده
    • تجربه فشار روانی
    • اعتیاد در سنین پایین
    • گم شدن در خیابان
    • افسردگی و اضطراب
    • خشونت (چاقوکشی و دعوا)

    رفع مشکلات کودکان کار در ایران

    طبق ماده 79 قانون کار: «به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال تمام (پسر و دختر) ممنوع است. همچنین کارفرماهایی که این کودکان را استخدام کنند، مشمول مجازات خواهند بود. حتی با وجود اینکه ایران در مورد کودکان کار قوانین خاصی را تدوین کرده است اما این قوانین اجرا نمی‌شوند که درنهایت منجر به استثمار بیشتر کودکان بی‌گناه می‌شود. بی‌تفاوتی دولت و جامعه شاهد افزایش کودکان کار در کشور شده است.

    برای پایان دادن به این معضل اجتماعی – اقتصادی، دولت باید علل ریشه‌ای یعنی فقر و بیکاری در میان بزرگسالان را هدف قرار دهد و اقداماتی را برای کنترل رشد جمعیت انجام دهد. باید برای آموزش افراد ناآگاه از اقشار فقیرتر در مورد مزایای تحصیل گامی برداشته شود تا کودکان از حق مدرسه رفتن محروم نشوند. اشتغال کودکان زیر سن قانونی یک آسیب اجتماعی است که باید از بین برود.

    ما به عنوان یک جامعه باید آگاهی بیشتری داشته باشیم تا کودکان از چنگال این بدرفتاری رها کنیم و زندگی شاد و سالمی را به آنها هدیه کنیم.

کودک مادری دور از چشم قانون

 مطابق با آمار اولیه شمار موالید امسال که از سوی سازمان ثبت احوال کشور منتشر شده است، از ۳۰ اسفند ۹۹ تا ۱۶ مهر ۱۴۰۰، تعداد ۷۹۱ کودک از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله متولد شده‌اند.استان سیستان و بلوچستان با ثبت تولد ۲۴۸ نوزاد، دارای بالاترین آمار زایمان کودک‌مادران در ایران است و خراسان جنوبی با تولد یک پسر، کهگیلویه و بویراحمد و قم هر کدام با تولد یک دختر و ایلام با تولد دو دختر استان‌هایی هستند که کمترین کودکان از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله در آنجا متولد شده‌اند.علاوه بر این تعداد، در همین بازه زمانی تعداد ۳۶ هزار و ۵۶۲ کودک از مادران ۱۵ تا ۱۹ ساله متولد شده‌اند. مادرانی که تا سن ۱۸ سالگی براساس قوانین بین‌المللی کودک محسوب می‌شوند‌.

۱۴۰۳ آبان ۱۰, پنجشنبه

معضل کودکان کار از منظر حقوق کودکان

 

دوران کودکی، مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین مرحله رشد کودک و شکل‌گیری هویت و شخصیت اوست. ایجاد بستر تکامل و رشد متوازن کودک در جنبه‌های مختلف جسمی، روانی، اخلاقی و معنوی نیازمند فضایی است که در آن امنیت عاطفی و روانی در کنار امنیت اقتصادی و اجتماعی برای کودک فراهم گردد. کودکانی که در بستر آسیب‌های مختلف اجتماعی از قبیل فقر، اعتیاد، طلاق، بیکاری، وندالیسم، مهاجرت غیر قانونی و … رشد می‌کنند و یا به جبر شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند ناچار به کسب حداقل‌های معاش در خیابان‌های ناامن، کارگاه‌های پنهانی و سایر شرایط ناهموار و غیرایمن می‌باشند، از حق ساده کودکی کردن، بهره‌مندی از آموزش و کسب تجربه‌های زمینه‌ساز زیست مطلوب، محروم می‌شوند.

کار کودک، اگرچه امری نو و مختص جوامع مدرن نیست، اما توجه به آن بعد از انقلاب صنعتی و استثماری که طبقه کارگر و به ویژه کودکان در پی آن، متحمل شدند، نمود تازه‌ای یافت.

در سال 1959، سازمان ملل اعلامیه حقوق کودک را مشتمل بر 10 اصل حقوق کودک به تصویب رساند، در بخشی از ماده 9 این اعلامیه تصریح می‌شود “کودک نباید قبل از رسیدن به حداقل سن مناسب به استخدام در آید و به هیچ وجه، نباید امکان و یا اجازه استخدام کودک در کارهایی داده شود که به سلامت یا آموزش وی لطمه زده یا باعث اختلال رشد بدنی، فکری و یا اخلاقی وی گردد” (1)

پیمان نامه حقوق کودک در سال 1989 (2)در مجمع عمومی سازمان ملل، به اتفاق آراء به تصویب رسید. این کنوانسیون، که ناظر بر اساسی‌­ترین حقوق انسانی کودکان می­‌باشد در سال 1990 (1369) در ایران نیز از سوی نهادهای قانونی (ابتدا مجلس و سپس شورای نگهبان) مورد تصویب قرار گرفت. کودک، طبق ماده 1 پیمان ­نامه جهانی حقوق کودک، هر فرد انسانی‌ زیر سن‌ 18 سال‌ است‌ مگر این‌ كه‌ طبق‌ قانون‌ قابل‌ اجرا در مورد كودك‌، سن‌ بلوغ‌ كمتر تشخیص‌ داده‌ شود. ماده 32 این پیمان­ نامه بر حمایت از کودک، در برابر استثمار اقتصادی‌ و انجام‌ هر گونه‌ كاری‌ كه‌ زیان‌بار بوده‌ و یا توقفی‌ در آموزش‌ وی‌ ایجاد كند و یا برای‌ بهداشت‌ جسمی‌، روحی‌، معنوی‌، اخلاقی‌ و پیشرفت‌ اجتماعی‌ كودك‌ مضر باشد، تأکید می­‌ورزد. همچنین طبق ماده 36 پیمان­ نامه حقوق کودک، كشورهای‌ طرف‌ كنوانسیون‌ متعهد می­‌شوند از كودكان‌ در برابر تمام‌ اشكال‌ استثمار كه‌ هر یك‌ از جنبه‌های‌ رفاه‌ كودك‌ را به‌ مخاطره‌ اندازد، حمایت‌ کنند. بند 27 این پیمان­نامه بر حق‌ تمام‌ كودكان‌ نسبت‌ به‌ برخورداری‌ از استاندارد مناسب‌ زندگی‌ برای‌ توسعه‌ جسمی‌، ذهنی‌، روحی‌، اخلاقی‌ و اجتماعی‌، بند 28 نسبت به حق کودک در برخورداری از آموزش و پرورش و ایجاد فرصت­‌های برابر و به ویژه اجباری‌ و رایگان‌ نمودن‌ تحصیل‌ ابتدائی‌ برای‌ همگان، تأکید می­‌ورزد.

در ایران طبق ماده 79 قانون کار(3)، اشتغال به کار کودکان زیر 15 سال ممنوع شده است و کارفرمایانی که افراد کمتر از ۱۵ سال را به کار بگمارند، مستوجب مجازات خواهند بود. البته بر اساس ماده 188 این قانون، ‌ کارگران کارگاه‌های خانوادگی که انجام کار آنها منحصراً توسط صاحب کار ،‌ همسر و خویشاوندان نسبی درجه یک انجام می‌شود مشمول مقررات قانون کار نمی‌باشند. طبق مواد 80 تا 84 این قانون، کودکان 15 تا 18 سال، کارگر نوجوان نامیده می‌شوند و تحت شرایطی در این سنین می‌توانند به کار مشغول شوند.

علیرغم وضع قوانین، همچنان شاهد افزایش شمار کودکان کار در معابر و خیابان‌ها هستیم. از سویی دیگر، گزارش‌های میدانی فعالین اجتماعی، حاکی از تعداد بالای کودکانی (به ویژه مهاجرین غیرقانونی) است که در کارگاه‌های پنهانی به صورت غیرقانونی به کار مشغول هستند. کار کودک، پدیده‌ای پیچیده و چند علیتی است که ریشه در ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه دارد و صرفاً با وضع قوانین قابل کنترل نیست اما با مرتفع کردن برخی موانع، امکان راهگشایی بیشتر این قوانین در مسیر کاهش کار کودک و اثرات نامطلوب مترتب بر آن، بیشتر فراهم می‌گردد. کار کودک به عنوان یک آسیب اجتماعی، خود، معلول آسیب‌های دیگری است که از میان برداشتن آن‌ها با تلاش حاکمیتی صرف، محقق نمی‌گردد و تسهیل حضور نهادهای مدنی و فعالین اجتماعی به این عرصه می‌تواند در کاهش زمینه‌ها و همچنین اثرات نامطلوب آن، بسیار کمک کننده باشد.

معضل کودکان کار از منظر اموزش

کودکان اثرپذیرترین، انعطاف‌­پذیرترین و در عین حال آسیب‌­پذیرترین گروه جامعه انسانی می­‌باشند، آن‌ها پتانسیل قابل توجهی برای یادگیری دارند و آنچه فرد در کودکی یاد می‌­گیرد، دارای اثر بلند مدت در طول حیات اوست. باتوجه به تحقیقات انجام شده، بالاترین نرخ بازگشت سرمایه آموزشی در میان گروه‌های سنی مختلف، مربوط به سرمایه‌­گذاری آموزشی برای کودکان می‌­باشد.

تولد و زندگی در بستر آسیب‌های مختلفی که خانواده، محله و جامعه پیرامونی کودک را احاطه نموده است، مراحل طبیعی رشد و شکل‌گیری هویت کودک را با اختلال مواجه می‌کند. پدیده کودکان کار و در معرض آسیب‌های اجتماعی، اگرچه پدیده‌ای تک عاملی نیست ولی اکثر تحقیقات، فقر را یکی از مهمترین عوامل شکل‌گیری و تداوم آن می‌دانند.

فقر، رشد متوازن کودک در ابعاد مختلف جسمی، ذهنی و … را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تحقیقات نشان می‌دهد فقر، تکامل مغز کودک را به مخاطره می‌اندازد و با مسلط نمودن دغدغه‌های مالی در دنیای کودکی، از ظرفیت ذهنی او می‌کاهد.

کودک متولد شده در خانواده آسیب و یا محصور در محله و اجتماع پر آسیب، علاوه بر فقر، متحمل شرایط نامطلوبی همچون احساس نابرابری، سرکوب و طرد اجتماعی و به یک معنا محروم از تجربه­‌های مستلزم زیست مطلوب است. در نتیجه تمام توان کودک به تأمین نیازهای اولیه بقاء، معطوف می­‌شود و فرصتی برای تأمین سایر نیازهای ضامن رشد و سلامت، باقی نمی‌­ماند.

در چنین شرایطی فقر اقتصادی و فرهنگی، هزینه آموزش کودکان را برای خانواده‌ها بالا می‌برد و آموزش برای خانواده‌ها و حتی برای خود کودکان امری غیر ضروری، تلقی می‌گردد. طبق تحقیقات، فقر، عاملی مهم در بازماندگی کودکان از تحصیل می‌باشد. بر همین اساس کار کودک نیز در کشورهای با درآمد پایین شیوع بیشتری دارد.

از آنجا که هنگام صحبت از آسيب‌هاي اجتماعي، فقر، برجسته‌ترين مؤلفه به شمار می‌آید، سرمايه‌گذاري در قالب کمک‌های خیریه‌ای برای برطرف ساختن نیازهای اولیه گروه هدف، راهکار متداول‌تری می‌­باشد. اين درحاليست كه ذهنيت، فرهنگ و شخصيت آسيب ديده با حمايت‌هاي صرفاً مالي، اصلاح نخواهد شد، بلكه نيازمند سرمايه‌گذاری متفاوتی از جنس آموزش است.

آموزش چند بعدی (ناظر بر هر سه حوزه دانش، نگرش و مهارت) در کنار آموزش تحصیلی، مهارت‌های شخصیتی و حرفه‌ای کودکان را افزایش می‌دهد و عزت نفس، خودکارآمدی و ارزشمندی کودکان را در فقدان کارآمدی نهاد موثر تربیتی خانواده، بهبود می‌بخشد.

طبق گزارش سازمان بین المللی کار(2015) یکی از مداخلاتی که به طور غیر مستقیم می‌تواند در جهت کاهش کار کودکان انجام شود، این است که آموزش به طور گسترده محور اقدامات قرار گیرد.

نکته ای که نباید از نظر دور داشت، آن‌ است که جذب و ماندگاری کودکان کار و در معرض آسیب در فرایند آموزش، نیازمند رویکردی انعطاف‌پذیر، خلاق و سازگار با محدودیت‌ها، نیازها و سبک زندگی آنان می‌باشد. چنین رویکردی می‌تواند ضمن بالا بردن احتمال ماندگاری کودکان در چرخه آموزش و توانمندسازی آنان، تسهیلگر شکستن چرخه معیوب آسیب باشد. چرخه‌ای که از والد آسیب آغاز می‌شود و موجب رشد و شکل‌گیری شخصیت کودک در بستر نامناسب تربیتی می­‌شود. این چرخه معیوب در فقدان مداخله نهادهای موثر جبرانی و یا جایگزین ادامه می‌یابد و به بازتولید فقر و آسیب می‌­انجامد.

شب یلدا

   شب یلدا   همیشه جاودانی است زمستان را بهارزندگانی است شب  یلدا شب فر و کیان است نشان ازسنت ایرانیان است شب یلد ا و وصف بی مثالش خداوندا م...